مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
175
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
هيچ اعتبارى نباشد ؛ و همانا از اين سبب است كه : در سؤال لفظ ، عدم اجابت « 62 » يا تأخير در اجابت بيشتر واقع مىگردد . و در سؤال حال و استعداد محال است كه اجابت نباشد . امّا آنچه بر خاطر اين ضعيف از لفظ شيخ و تقرير استاد و سبق ذهن مانده است ؛ اين است كه : تشبيه مىفرمايد سؤال مطلق را به حمد مطلق ، كه هر دو به قيد « اطلاق » درست نمىآيد الّا در لفظ . پس مراد از « مطلق » در اين محل ، سؤال و حمد زبانى باشد . و مراد از « مقيد » سؤال و حمد حالى و استعدادى [ باشد ] . امّا توجيه اطلاق در هر دو معنى ، در هر دو محلّ ، بطريق تفصيل ، چنين بايد گفت : امّا در حمد « 63 » به آن اعتبار كه محمود ، حامد وجود است من حيث انبساطه على الأكوان « 64 » ، پس او را صفت عموم و اطلاق باشد ؛ و لسان اين وجود منبسط به حمد ، خود گفتار ما است به زبان فصيح حمد صريح كه : الحمد للّه على كلّ حال . و امّا در سؤال ، به آن اعتبار كه مسئول - يعنى مطلوب سائل طالب - ظهور آن جز به مصادفت وقت ظهور آن ، نخواهد بود ، و ظهور آن ، موقوف سؤال است ، پس زبان مطلق اين معنى مىگردد ؛ تا به زبان فصيح درخواست صريح مىكند كه : اللّهم اعطنى ما فيه مصلحتى فانّك اهل الفضل و العطا . و امّا توجيه مقيّد ، در هر دو محل مفصّلا چنين گوييم : امّا در حمد از آن جهت و استعداد هر دو مقيّد حامد مىگردند ؛ و او را باعث مىشوند كه : حمد حق كند به است كه : حال اسم تنزيهى « 65 » [ چون غنىّ و صمد ] يا به اسم فعلى [ چون معطى و رازق ] يا به اسم صفتى [ چون عليم « 66 » و قادر ] . لاجرم اگر توانگرى روى نمود ،
--> ( 62 ) - ن : عدم در اجابت يا ( ك ) . ( 63 ) - ن : اما در جمله به آن ( ت ) . ( 64 ) - ن : انبساطه على الكون ، پس ( ت ) . ( 65 ) - ن : به اسمى تنزيهى ( ك ) . ( 66 ) - ن : عالم و قادر ( ت ) .